گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای میر حسین موسوی منتشر شد (قسمتهای
۱،
۲،
۳ در سایت قلم). این گزارش همانگونه که از نامش برمی آید، تفصیلی است و موارد زیادی را دربرمیگیرد. اما به نظر من به مواردی کم پرداخته شده است و بر برخی موارد تأکید زیادی شده است. در مجموع در این گزارش "وحدت رویه" وجود ندارد. اگر چه موارد مطرح شده "تخلف قبل از آغاز رأیگیری" همگی واقعی هستند و میتوانند در انتخابات اثری تعیین کننده گذاشته باشند و بسیاری از آنان مصداق عمل مجرمانهاند که در دادگاه باید رسیدگی شوند، اما این موارد از نظر عموم سهل و ممتنع هستند. به عنوان مثال پرداخت هشتاد هزار تومان سهام عدالت در روزهای نزدیک به انتخابات، میتواند مصداق خرید رأی باشد، مجرمانه باشد، و یا عوامفریبانه ارزیابی شود. ولی وقتی از جانب موسوی گفته شود، در ذهن عموم به معنی به رسمیت شناختن رأی احمدینژاد است. این بدان معنی است که گزارش تلویحاً میپذیرد که روستاییان و یا افراد تحت پوشش کمیته امداد یا سازمان بهزیستی به احمدینژاد رأی دادهاند. اینگونه بخشها در این گزارش هر چند هم واقعی و تأثیرگذار باشند، کارا نیستند.
سلامت انتخابات به تأیید شورای نگهبان رسیده است، هدف گزارش هم ارائه لایحه حقوقی در دادگاه نیست، هدف صحبت با افکار عمومی است، یعنی دقیقاً همان بخشی که سلامت انتخابات را زیر سؤال برده است. از این زاویه گزارش "کارا" نیست. مخاطب گزارش مردم نیستند. به عنوان مثال گزارش میگوید که دو برابر همیشه "مُهر انتخابات" تولید و توزیع شده است، اما توضیح نمیدهد که این عمل چگونه در انتخابات تأثیر میگذارد. برای آشنایان به روند انتخابات در ایران شاید مشخص باشد که چرا مهرهای اضافی تولید شده و چگونه از آنها استفاده شده است، اما خواننده معمولی از آن سردر نمی آورد. در واقع گزارش باید بگوید که بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون تعرفه اضافی چاپ شده و ۵۰ هزار مهر اضافی ضرب شده چگونه رأیگیری را مخدوش کرده است. درست است که گزارش میخواهد، حرف غیر مستند نزند و حکمی را که نمیتواند اثبات کند، بیان نکند، اما گزارش باید در غالب طرح سؤال به این شبهات بپردازد تا همگان بفهمند که مهر اضافی برای چه نوع تقلبی لازم است و تعرفه اضافی چگونه فضایی را برای تقلب مهیا میکند.
نکته مهم آنست که ما همگی از تخلفات قبل از آغاز رأیگیری مطلع بودیم و باز هم در این رأیگیری شرکت کردیم. قصدم کم اهمیت وانمود کردن این تخلفات نیست، آنچه میگویم آنست که تأکید روی مواردی همچون دروغهای آماری یا تهمتهای احمدینژاد به دیگران در جریان مناظرهها، گرچه در زمان خود بسیار مهم بودهاند، در وضعیت فعلی فقط آب را بیشتر گلآلود میکند و اجازه نمیدهد تا تخلفات زمان انتخابات برجسته شوند. برای من مانند بسیاری دیگر افراد، یک
مقاله آکادمیک مانند آنچه W.R.Mebane استاد دانشگاه میشیگان نوشته است، بیش از دهها سوگند این یا آن فرد قابل اعتماد است. اما آیا میتوان برای مردم از لزوم توزیع یکنواخت دو رقم سمت راست گفت (
این نوشته واشنیگتن پست بر این مبناست) و یا از قانون بنفورد برای رقم دوم سمت چپ صحبت کرد (که مقاله مبین و چند مقاله دیگر بر این اساس نوشته شده است). البته میتوان، اما نباید توقع داشت که این صحبتها در میزان اعتماد مردم به نتایج تأثیری بگذارد. وقتی تقلب آنقدر با شلختگی و نابلدی انجام شده که در همان چند ساعت اول دهها نفر به حقیقی بودن آن شک میکنند و در مورد آن مینویسند، تا جاییکه حتی به ذهن آدمها
خطور میکند که به گونهای تقلب شده است تا همه بفهمند که دیگر حکومت ادعا نمیکند که "میزان رأی ملت است" و حکومت میخواسته پیغام صریحی برای دیگر جناحها بفرستد، وقتی میتوان حوزههای بخش رودبست بابلسر را
نشان داد که در تمامی این حوزهها یا ۶۵ نفر رأی دادهاند و یا ۲۱۱ نفر، صحبت از علم آمار و قانون بنفورد "غیر لازم" و صحبتهایی شبیه استفاده از هواپیمای اختصاصی دولت در جریان تبلیغات "خنده دار" است.
خوشبختانه گزارش در انتها به پارهای از شواهد آماری هم میپردازد که من هم در اینجا آن موارد را که در گزارش آمده است، خلاصه میکنم:
۱. وجود مغایرت در آمار ارائه شده استانهای مختلف به تفکیک شهرستان و صندوق: جمع ستونهای نتایج در آمار ارائه شده به تفکیک شهرستان و به تفکیک صندوقها با هم مطابقت ندارند. این عدم مطابقت در ۲۴ استان از یک رأی اختلاف تا ۲۹ هزار تفاوت وجود دارد. واضح است که این عدم تطبیق تعداد اختلاف مهم نیست، که صرف وجود اختلاف نشانه غیرقابل اعتماد بودن اعداد است.
۲. مشارکت در دو استان،۶۰ شهرستان و ۱۹۲ بخش بیش از صد در صد بوده است.
۳. در صندوقهایی توزیع رأی کاملاً عجیب است برای مثال در ۳۰۷ صندوق آرای احمدینژاد بیش از ۹۹ درصد و در ۲۲۳۳ صندوق رأی وی بالای ۹۵ درصد است.
۴. صندوقهای حاوی آرای کل مضرب صد: بعنوان مثال در ۴۹ درصد صندوقها در توابع کوهدشت لرستان، در ۲۹ درصد صندوقها در شهر کوهدشت لرستان، در ۲۹ درصد صندوقها در بخش بزمان ایرانشهر، در ۲۹ درصد صندوقها دربخش نرماشیر بم، در ۲۳ درصد صندوقها در شهرستان سلسله لرستان و… تعداد افراد رأیدهنده مضربی از صد ( اعدادی مانند ۶۰۰، ۴۰۰ و ۷۰۰) بوده است.
۵. مقایسه آمارهای صندوقهای ثابت و سیار: به عنوان مثال در شهرستان قائنات از استان خراسان جنوبی رأی احمدینژاد در صندوقهای سیار بین ۸۰ تا ۹۰ درصد و در صندوقهای ثابت بین ۴۰ تا ۵۰ درصد است. مشارکت در این شهرستان ۱۰۱ درصد اعلام شده است.
۶. در شهرستان دلفان لرستان، حداقل ۱۹ صندوق دیده میشود که میزان رأی آقای احمدینژاد در آنها بین ۷۸ تا ۱۰۰ درصد است. این صندوقها حتی یک رأی باطله ندارند. در اکثر این صندوقها رأی آقایان کروبی و رضایی که لر هستند صفر یا یک است. برخی صندوقها هست که نه رأی باطلهای هست و نه هیچ یک از نامزدهای دیگر حتی یک رأی آوردهاند بلکه صد درصد آراء آنها متعلق به آقای احمدینژاد بوده است. در این شهرستان میزان مشارکت صد درصد بوده است.
۷. یکی از مصادیق این شواهد را میتوان در نتایج انتخابات شهرستان عنبرآباد استان کرمان مشاهده نمود. در شهرستان مذکور میزان آرای اخذ شده معادل ۱۱۰ درصد واجدین شرایط است و براساس آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور ۹۵ درصد آراء به آقای احمدینژاد تعلق داشته است. جالب توجه آنکه تعجیل و ذوقزدگی مسئولان ستاد انتخابات وزارت کشور باعث شده تا نکات قابل تأملی را در خصوص آرای این شهرستان در سایت این وزارتخانه در معرض دید هموطنان قرار دهند. از جمله آنکه: در برخی از صندوقها تمامی آراء به آقای احمدینژاد تعلق دارد و سه کاندیدای دیگر دارای هیچ رأیی نیستند. مثلاً در صندوق شماره ۱۳ بخش جبالبارز جنوبی تمامی ۳۰۷ رأی، در صندوق شماره ۱۴ تمامی ۷۰۰ رأی، در صندوق شماره ۱۶ تمامی ۳۳۵ رأی و در صندوق شماره ۱۸ تمامی ۶۰۰ رأی و در صندوق شماره ۲۱ تمامی ۱۰۰۰ رأی به آقای احمدینژاد تعلق دارد. در برخی از صندوقهای این شهرستان، مجموع آرای سه نامزد دیگر تک رقمی است. مثلاً در صندوق شماره ۱۳، ۱۶، ۲۰ و ۳۰ بخش مرکزی از کل آرای ریخته شده به صندوق، سه نامزد دیگر مجموعاً ۷ رأی کسب کردهاند. وضعیت مشابهی در صندوقهای شماره ۳، ۴، ۷، ۱۱، ۱۹، ۲۲، ۲۴ و ۲۵ بخش جبالبارز جنوبی و صندوق شماره ۳ بخش اسماعیلی مشاهده میشود.
مطالب مرتبط در این وبلاگ: